تبليغاتX
×بی راهه , راه های زندگی را دوست دارم×

×بی راهه , راه های زندگی را دوست دارم×

...::در حضور واژه های بی نفس صدای تیک تیک ساعت را گوش کن شاید مرحم درد ثانیه ها را پیدا کنی::...

ولنتاین رو به هم ی عشقی های عزیز تبریک می گم!!!!

 خصوصا به عشق خودم!!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 13:25  توسط دختری از جنس روزای پاییزی  | 

هی فلانی!!!

هی فلانی!!!می دانی؟ می گویند رسم زندگی چنین است:

می آیند... می مانند... عادت می دهند و می روند...

 و تو در خود تنها می مانی ..... و تو تنها می مانی راستی نگفتی!

 رسم تو نیز چنین است؟؟؟

                                      تو هم مثل بقیه ی فلانی ها هستی؟!!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 3:43  توسط دختری از جنس روزای پاییزی  | 

........................::::::::::::: این عکس هم به افتخار یه مهربون که خیلی خیلی دوستش دارم :::::::

 سلام دوستان  این  عکسو به افتخار یه مهربونی گذاشتم تو وبلاگم که خیلی دوستش دارم اخه اون این عکسو خیلی دوست داره  تقدیم به خودش با یه دنیا  مهرو وفا و صمیمیت

 دوستت دارم عزیزم!!!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 3:33  توسط دختری از جنس روزای پاییزی  | 

دست از پا خطا نکنید و نظر ندین

توجه !!!        

           توجه!!!

                          توجه!!!!

 

ترجمه ی ایه ی  ۱۶۷ سوره ی  نظر دهی  های وبلاگ

ای دوستان  هر کس  در این وبلاگ نظر بدهد ما مجازاتی سخت بر او در آن جهان فراهم آورده ایم

 آگاه باشید  به زیبایی این وبلاگ دل نبندید که همه ی این ها زود گذرند

آگاه باشید  شیطان همه جا در کمین شماست نکند یکی از شماها در غفلت به سر برد و نظر دهد

(سور ی  مبارکه ی  نظر دهی وبلاگ  ایه ی ۱۶۷)

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 2:55  توسط دختری از جنس روزای پاییزی  | 

پشت این پنجره یک نامعلوم نگران توست!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 1:6  توسط دختری از جنس روزای پاییزی  | 

.........:::::::::::: گفتی فراموشم کن اما من نمی تونم ::::::::::::::::................

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 0:59  توسط دختری از جنس روزای پاییزی  | 

..................::::::::::::::: صدای فاصله ها ::::::::::::::::::::.................

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 0:56  توسط دختری از جنس روزای پاییزی  | 

کاش من هم مثل این قفس تهی می شدم از بود ها و نبودن ها!!!

کاش تهی می شدم همانند این قفس !!

کاش من هم از بودن ها و نبودن ها تهی می شدم

کاش هیچ بودم در هیچ  بودن ها کاش هیچ می شدم از  بودن

همه اش تکراری حرفا هایم نوشته هایم  گفته ها و حتی روزهایم همه تکرارری

کاش هیچ می شدم!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 0:53  توسط دختری از جنس روزای پاییزی  | 

بازم گریه امونم نمی ده

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 0:46  توسط دختری از جنس روزای پاییزی  | 

.......::::::::: درد دل با خودم :::::::::.......

 

گاهی  از هجوم دلتنگی ها به  به همین چند تا حروف الفبا و واژه ها پناه می برم  دیگر کسی مرا توان  یاری نیست چه کنم  که دلم  درگیر  دلتنگی شده است!

دیگر این روزها  پشت گرم کردن به دیوار خیلی دوست داشتنی تر از آدم هاست !!

دلم برای چه و که تنگ شده است که اینگونه فسرده  در کنج اتاق کز کرده ام؟!!!

خسته ام  از بی همزبانی خسته ام از بی همنفسی  چه خوش گفت سیاوش عزیز:

                         چه دردیست  در میان جمع بودن

                         ولی در گوشه ایی تنها نشستن

                        برای دیگران چون کوه بودن

                        ولی در بطن خود اآرام شکستن

واقعا  چه دردیست در میان جمع بودن و لی در گوشه ایی تنها نشستن !!! باز هوای بی همنفسی و باز هوای دلتنگی ......خسته ام از  مردم از آدمک هایی که هر کدام صورتکی مهربان  بر چهر ه ی خود نقش زده اند خسته ام خدا کمکم کن!!!!

حالم از همه ی ادمک های  این جنگل ویران زندگی به هم می خورد کاش راهی برای بازگشت پیدا می شد. خدیا پس من کی به دیار تو خواهم آمد بی صبرانه در انتظار نشسته ام!!!

کاش حجم دلتنگی ها ی  دلی داغون بر تن  این واژه ها و صفحه ها سنگینی نمی کرد کاش  احساس نیاز بودنت  آنچنان که در دل دارم توان بیانش را نیز داشتم !!!

آخر چه شد که ........ باز هم دوستت دارم!!!!

دیگر  ای مهربان راه منو تو کج شده است  دیگر هیچ  راهی به وصال من و تو باقی نیست من رفتم و تو رفتی و زندگی و همه ی راه ها و درها رفت شاید قسمت همین بود که هست

طعم گس زندگی حالم را بهم می زند  !!!!

خدایا در این سرای بی همنفسی مرا یارای نفسی ده که با بی همنفسان  سازم و هم نفس نخواهم!!!

خدیای تو خود دانی که من همنفس و همسفری ندارم پس تو خود مرا در بی همنفسی و بی همسفری  یاری ده!!

دلم  به حال خودم نمی سوزد دلم به حال دلم می سوزد  لبخند ملیحت باز مرا دیووانه کرد!!!

نگاه عجیبت باز مرا به عمق قصه های نه چندان دور گذشته برد.

دیگر وقتی به دیدگانم می بینمت دلم نمی لرزد تپش قلبم تند تر نمی شود  فقط..... بگذریم نگویم بهتر از گفتنش است!!!

خدایا کمکم کن!!!!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 0:44  توسط دختری از جنس روزای پاییزی  | 

.....::::: دوستان با عرض معذرت :::::.....

دوستان سلام  خوبین؟ با وجودی که می دونم  نه زیاد سر می زنین و نه اینکه براتون هم مهمه اما می گفتم محض اطلاع گفته باشم  که من یه مدت نمی تونم به  اپم چون  مشکلی برام پیش اومده  برام دعا کنین !!!!

می دونین سیستمم ریخته به هم  داغونه داغونه  می خوام درستش کنم  برا همین  یه مدت نمی اپم اما مشکل اصلی که این نیست چون...... بچه ها دلم براتون تنگ می شه خیلی خیلی تنگ می شه  حالا توی این مدت ......اه اعصابمو این دوست  لعنتیم رخت به هم

دوستا و رفقا هم این روزا که برات دوست نمی شنا عجب ادمایی پیدا می شن اینقدر بهشون کمک کن و  هر کاری گفتن براشون انجام بده حالا اونوقت اینه جوابش

ای خدا اما ن از دست  ادمای این عصر و زمون!!!

وا دیدی چه جوری جواب خوبی هامو داد نامرد اه که حالم ازش بهم می خوره  وقتی

به این جور کاراش فکر می کنم صبر کن .....از رشت بیاد دیگه می دونم چیکار کنم

پدرشو در میارم اخیش دل بیچاره ی من که این همه داغونش می کنن!!!

دلم گرفته حالا توی این مدت چیکار کنم تو رو دوستان نظر ندینا یه موقع اخه نکنه یه موقع دل منم  یه کم خوشحال بشه

دلم برا عزیزم خیلی تنگ شده انشاالله هر چی زودتر از  مسافرتش برگرده

بچه ها دعا کنین توی این مدت بهم خوش بگذره راستی یه دعای دیگه هم برام بکنین

دعا کنین که تو این مدت همونی که می خواستمو  گیر بیارم و کلی از ناراحتی و دغدغه بیرون بیام اخه سخت فکرمو مشغول کرد بچه ها  دعا کنین مشکلم حل شه!!!

اینقدر الان دلم گرفته دلم می خواد  بمیرم همه که...... اصلا بگذریم  بهتره !!

خدایا دلم برات تنگ شده دستمو بگیر خدا جون  اصلا یه پس گردنی بهم بزن تا یه کم  دردم بگیره و  شاید اینطوری یه کم بهتر شم خداجون من پس گردنیای تو رو دوست دارم 

ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دلم برات تنگ شده!!!!!

خدایا کمکم کن!!!!

بچه ها برام دعا کنین!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 23:24  توسط دختری از جنس روزای پاییزی  | 

می میرم برات!!!

کاش می دونست که چقدر دوستش دارم شاید اون وقت دیگه نمی رفت

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 5:39  توسط دختری از جنس روزای پاییزی  | 

باز هم فراموشش نکردم!!!!

ناگهان در كوچه ديدم بي وفاي خويش را


باز گم كردم ز شادي دست وپاي خويش را


گفته بودم بعد از اين بايد فراموشش كنم


ديدمش وز ياد بردم گفته هاي خويش را


ديدمو آمد به ياد دردمندي هاي دل


گر چه غافل بود آن مه مبتلاي خويش را


تا به من نزديك شد گفتم سلام اي آشنا


گفتم اما نشنيدم هيچ صداي خويش را

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 1:54  توسط دختری از جنس روزای پاییزی  | 

کسی نظر نده هم جالبه ها!!

 می گما  کسی توی وبلاگت نظر نده هم عالمی داره واسه خودشا  همچین باید خودت با وبلاگت خلوت کنی که دیگه.......عجب عالمی داره تنهایییی

دوستان از این که نظر نمی دین و منو همراهی نمی کنین بسیار سپاس گذارم امیدوارم در پست های بعدی با بی توجهی گرمتون منو همراه کنین

مواظب خودتون باشین بای!!!

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 1:51  توسط دختری از جنس روزای پاییزی  | 

بچه بازم دلم گرفته!!

امروز بازم دلم گرفته مثل همیشه باز دلیلشو نمی دونم خوب چیکار کنم بی دلیلی هم خوش قانع کننده ترین  دلیل دنیاست ......امروز هیچ کار خاصی انجام ندادم حتی از خونه هم بیرون نرفتم  اما دیشب کلی حال کردیم و رفتیم خیابون گردی با دوستان اینقدر تو خیابون دور زدیم تا ساعت ۲ شب اما خیلی خیلی خوش گذشت  اما امروز خیل بی حوصله شدم باس بگم بی خیال امشب هم شام می خوایم بریم پارک اما بر عکس همیشه حوصله دارم چیکار کنم حالا؟ دلم برا چت تنگ شده اما چیکار کنم که می خوام کمتر کنمش تا اینقدر معتادش نشم واقعا هم از قول یه بنده خدایی تو این ۴ سال که اینهمه چت می کردی به کجا رسیدی که دست از سر چت کردن بر نمی داری واقعا هم اما خداییش یه جورایی چت از دلتنگی و تنهایی درم میاره تازه کلی چیز هم یاد گرفتم اما اگه واقعا بخوام منطقی فکر کنم حق با اوناست که بهم می گن اینهمه چت  چرا می کنی به جایی نمی رسی با این همه چت کردن  ژس بهتره که کم کم کمترش کنماما چت کردن  رو خیلی دوست دارم !!!

اوکی بگذریم  بهتره که بیشتر به این چیزا فکر نکنم  وای صبر ندارم سه شنبه بشه بچه برام دعا کنین سه شنبه انشاالله عزیزم بیاد از ....!راستی یه چیز دیگه هم صبر ندارم که بشه توی مرداد عقدیه یکی از بهترین دوستام هست  وای الهه خوشبخت بشه

خوب دیگه برم چون دیگه خیلی دارم چرت و پرت می نویسم بای

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 20:8  توسط دختری از جنس روزای پاییزی  |